مگر چه براساس آموزه های دینی گذر به دنیای دیگر و یا براساس اندیشه های دیگر پایان زندگی باشد بازهم یک اندیشه مشترک را در دل خود دارد و آن اهمیت زندگی است.
خبرگزاری مهر، سرویس دین، حوزه و اندیشه، سیده فاطمه سادات کیایی؛ مرگ، این واقعه مبهم، رازآلود و در عین حال قطعی، پدیدهای که گذشتگان را به کام خود کشانده، نسلهای امروز را با پرسشهای بیپاسخ مواجه کرده و ما و آیندگان نیز گریزی از مواجهه با آن نخواهنیم داشت در همه دوران ها بخشی از تفکر انسان ها را به خود مشغول کرده است. شاید مرگ از معدود واقعیتهایی باشد که درباره وقوع آن برای همه انسانها اطمینان داریم، اما درباره آنچه پس از آن رخ میدهد، همچنان پرسشهای بسیاری وجود دارد. چه اتفاقی پس از مرگ برای انسان رخ میدهد؟ آیا آگاهی انسان با مرگ پایان مییابد یا شکل دیگری از هستی آغاز میشود؟ آیا جهان دیگری وجود دارد؟ انسان پس از مرگ به کجا میرود و آیا زندگی دنیوی معنایی فراتر از همین حیات مادی دارد؟
این پرسشها از بنیادیترین پرسشهای تاریخ بشر بودهاند. انسان از زمانی که توانسته درباره هستی، خود و آینده بیندیشد، درباره مرگ نیز اندیشیده است. آثار تاریخی، آیینهای تدفین، ادیان، اسطورهها، آثار ادبی و فلسفی و حتی هنرهای تصویری، همگی به نوعی نشان میدهند که مرگ صرفاً یک رویداد زیستی نبوده، بلکه همواره مسئلهای فرهنگی، فلسفی و معنایی نیز بوده است.
ادیان مختلف هر یک بر اساس جهانبینی خود پاسخی برای این پرسشها ارائه کردهاند. در برخی سنتهای دینی، مرگ گذرگاهی از یک مرحله هستی به مرحلهای دیگر است و در برخی برداشتهای فلسفی و مادیگرایانه، مرگ پایان آگاهی و حیات فردی تلقی میشود. با این حال حتی در جایی که مرگ پایان زندگی دانسته میشود، پرسش درباره آن میتواند بر شیوه زندگی انسان تأثیر بگذارد. به همین دلیل، مسئله اصلی تنها محدود به این نیست که پس از مرگ چه اتفاقی میافتد؟ بلکه این پرسش هم اهمیت دارد که باور ما درباره مرگ، چگونه بر زندگی امروز ما اثر میگذارد؟
هر آنچه از مرگ میبینیم در همین جهان است نه جهان بعد از مرگ
مواجهه روزمره انسان با مرگ معمولا از طریق مرگ دیگران اتفاق میافتد. ما مرگ نزدیکان، دوستان، شخصیتهای شناختهشده و دیگر انسانها را مشاهده میکنیم، نبابراین تجربه شخصی و مستقیم پس از مرگ در اختیار ما نیست. حتی تجربههایی که با عنوان «تجربه نزدیک به مرگ» شناخته میشوند، مربوط به افرادی است که در شرایطی نزدیک به مرگ قرار گرفتهاند اما از آن وضعیت بازگشتهاند، بنابراین نمیتوان آنها را بهطور قطعی معادل تجربه پس از مرگ دانست. از این رو تمامی تجربه هایی که از مرگ داریم در حقیقت بازهم وابسته به این دنیاست نه دنیای پس از مرگ.
شاید به همین دلیل باشد که مرگ در فرهنگهای مختلف چهرههای متفاوتی پیدا کرده است. برای یک فرهنگ، مرگ گذر به جهانی دیگر است. برای فرهنگی دیگر، بازگشت به چرخه طبیعت، و برای نگرشی فلسفی، پایان آگاهی فردی. با وجود این تفاوتها، تقریباً در همه فرهنگها نوعی تلاش برای معنا دادن به مرگ دیده میشود.
برداشتهای متفاوت از مرگ و شکلگیری جهانبینی انسان
هر انسان میتواند برداشت متفاوتی از مرگ داشته باشد و همین برداشت، بخشی از جهان معنایی او را شکل دهد. کسانی که مرگ را دروازهای به سوی جهانی دیگر میدانند، ممکن است زندگی کنونی را مرحلهای موقت و مقدماتی برای حیات آینده تلقی کنند. در مقابل، کسانی که مرگ را پایان حیات و آگاهی فردی میدانند، ممکن است بر اهمیت همین زندگی و استفاده از فرصت محدود آن تأکید بیشتری داشته باشند.
در هر دو حالت، نکته مهم این است که تصور انسان از مرگ درباره «چگونگی زندگی کردن» است و جهان بینی او نسبت به زندگی را تغییر دهد و از همین مسیر تجربه ها، انتخاب ها، ارزش ها و اهداف او را تحت تاثیر خود قرار دهد. فردی را تصور کنید که تا قبل از ابتلا به بیماری صعب العلاج نوعی در حال گذران نوعی از زندگی بود اما به محض شنیدن این خبر که تا چند ماه دیگر بیشتر زنده نیست، به سبکی دیگر از زندگی روی می آورد.
ترس از مرگ، ترس از اضطراب
واضح است که مرگ می تواند با احساسات متفاوتی از سوی انسان ها رو به رو شود. برخی از آن می ترسند و اتفاقا این ترس یکی از ترس های بنیادین بشری است چرا که ناشناخته بودن، فقدان کنترل و ناتوانی انسان در تجربه آنچه پس از مرگ رخ میدهد، میتواند مرگ را به موضوعی اضطرابآور تبدیل کند. اما واکنش انسان به این ترس همیشه یکسان نیست. انسانها در طول تاریخ برای مواجهه با این ترس، نظامهای معنایی مختلفی ساختهاند. ادیان، فلسفهها، آیینها و حتی آثار هنری را میتوان تا حدی تلاشهایی برای فهم و معنا دادن به مرگ دانست. انسان هنگامی که نمیتواند از مرگ جلوگیری کند، تلاش میکند آن را بفهمد، برای آن معنایی پیدا کند و جایگاه خود را در برابر آن تعریف کند.
در این میان، مفهوم «مرگآگاهی» اهمیت ویژهای پیدا میکند. مرگآگاهی به معنای توجه و آگاهی انسان نسبت به فناپذیری و محدود بودن زندگی است. این آگاهی الزاماً به معنای ترس دائمی از مرگ نیست، بلکه میتواند انسان را به بازاندیشی درباره زندگی و ارزشهای آن وادار کند.
مرگ زمانی است که ما دیگر وجود نداریم
در میان فیلسوفان یونان باستان، اپیکور یکی از مشهورترین اندیشمندانی است که درباره ترس از مرگ بحث کرده است. اپیکور فیلسوف یونانی که در دسته فیلسوفان مادی گرا جای می گیرد و در خصوص مرگ اعتقاد دارد دلیل اصلی فلاکت انسان ها ترس از مرگ است و برای رهایی از ترس مرگ سه گذاره دارد اینکه زمانی که تن من بمیرد آگاهی من هم از بین می رود و حسی از نابودی نیست. یکی از معروف ترین استدلالهای او علیه ترس از مرگ در نامهای است که به مناسس مینویسد: هنگامی که ما هستیم، مرگ نیست؛ و هنگامی که مرگ هست، ما نیستیم و این یعنی احساسی درباره مرگ نداریم بنابراین مرگ یک تجربه آگاهانه نیست. همچنین او معتقد است مرگ مثل قبل از تولد است که از آن تصویر روشنی نداریم و از این طریق ابراز می کند همانطور که پیش از تولد از نبودن خود رنج نمیبردیم، پس از مرگ نیز، تجربهای از نبودن وجود نخواهد داشت.
افلاطون و «تمرین مردن»
در نقطهای دیگر از تاریخ فلسفه، افلاطون مرگ را به مسئلهای فلسفی تبدیل میکند.او از «تمرین مردن» سخن میگوید که مقصود از این تعبیر، صرفاً انتظار برای مرگ نیست بلکه نوعی فاصله گرفتن از وابستگی افراطی به امور جسمانی و ناپایدار و توجه به حقیقت و فضیلت است. از این منظر اندیشیدن به مرگ بازنگری در اولویت ها می شود به همین دلیل در سنت فلسفی افلاطونی مرگ ابزاری برای فلسفیدن و بازاندیشی در معنای زندگی می شود.
مرگ به زندگی معنا میدهد
اما یکی از جذاب ترین تفکرات به مرگ را در دوره معاصر آلن دوباتن، نویسنده و فیلسوف انگلیسی دارد. او در آثار و گفتارهای خود بارها به رابطه میان مرگ و معنای زندگی پرداخته است. در این نگاه، محدود بودن زندگی یکی از عواملی است که به لحظات آن ارزش میدهد. . او مرگ را یادآور زیستن می داند و معتقد است مرگ باعث می شود قدردان زمان باشیم و ناپایداری به زندگی معنا می بخشد. او می گوید اگر مرگ وجود نداشت زندگی بی معنا می شد و ما لذت از زندگی را وامدار مرگ هستیم چرا که چیزهایی از دست رفتنی برای ما زیباتر هستند.
دوباتن مرگ را عامل زندگی بهتر می داند از این منظر که وقتی میفهمیم عمر ما محدود است، تازه شروع به زیستن میکنیم. مرگ باعث میشود به لحظههای ساده بیشتر توجه کنیم و قدردان زمان باشیم. این ناپایداری، به زندگی رنگ و معنا میبخشد.
کد مطلب 6955320
سیده فاطمه سادات کیایی
-
هراس از کرونا و ضرورت بازپرسش از «معنای زندگی»
-
معنای زندگی از نگاه علامه طباطبایی/ خداباوری محور است
-
آیا دردهای انسان امروز برای اندیشیدن شایسته نیست؟/ فلسفه و بحران کرونا
-
خسارت ۳۳۰ واحد مسکونی فارسان مستندسازی و بررسی شد
-
تجربه والفجر ۸ در راهبردهای دفاعی ایران ادامه دارد
-
خاموشی با برنامه برق در کهگیلویه و بویراحمد
-
محسن شادی: مدال دختران روئینگ را به شهدای یک سال اخیر تقدیم میکنیم
-
تیراندازان ایران به فینال تپانچه بادی ۱۰ متر نرسیدند
-
رتبه نخست دونده هفتگانه ایران در پرش ارتفاع
-
۴۲۹۳ متقاضی جوانی جمعیت در سمنان؛ ۱۹۸۴ زمین تخصیص یافت
-
هدفگذاری ایران برای جذب ۱۵ میلیون گردشگر خارجی
-
آلن دو باتن مرگ را معنا بخش زندگی میداند؛ تمرین مردم با افلاطون
-
نجمه سازنچیان به مرحله حذفی شمشیربازی صعود کرد
-
دستگیری شوهر و پدرشوهر به اتهام قتل زن جوان در شهر بم
-
بلومبرگ: چین به بخشهایی حساس از قطعات اف-۳۵ دست یافته است
-
کشف ۹ کیلوگرم شیشه و دستگیری ۴ قاچاقچی در تبریز
-
مسئولان بخش ارم با خانواده سردار شهید« موسوی رودفاریاب» دیدار کردند
-
امضای توافق نامه ایران و کره جنوبی
-
افزایش زمان خدمات رسانی قطار شهری و اتوبوس در مشهد
-
سردار دامغانی: «جانشین» روایتگر فرهنگ ایثار و شهادت است
-
حجت الاسلام دانشمند: دشمن به دنبال گرفتن اتحاد و یکپارچگی مردم است
-
روند تیم ملی فوتبال تغییر نکرده؛ مشکل استقلال در خط حمله است
-
طنین «ای ایران» با اجرای ابوذر بیوکافی در مدرسه شاهد رشت
-
روزنامههای ورزشی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح چهارشنبه یکم مهر ۱۴۰۵
- خرید اپل ایدی
- شمش نقره
- کلینیک ترک اعتیاد تهران
- دوربین مداربسته
- مبلمان اداری
- جراح بینی تهران
- بلکا
- جراح بینی در تهران
- لوازم تحریر
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- آموزشگاه تیزهوشان
- بلیط هواپیما
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

